عکس روی جلد از حسین فراهانی

از دیباچه کتاب:

جلد سوم گنجنامه به معرفی بناهای مذهبی تهران می پردازد و به جهت این که انواع بناها را در خود جمع آورده است در میان مجلّدات دیگر گنجنامه یک استثناء است. علت آن است که این مجلّد اوّلین دفتر گنجنامه بود که شکل گرفت و به مناسبت دویستمین سالگرد پایتختی تهران به این موضوع اختصاص یافت. بعدها که گنجنامه ترکیب نهایی خود را یافت به دلیل موقعیت خاص بناهای تاریخی تهران و فوایدی که بر انتشار این کتاب مترتّب دانسته شد دریغمان آمد که این ترکیب را دگرگون نماییم. 

حقیقت آن است که آثار تاریخی و بخصوص بناهای مذهبی در غوغای تهران بزرگ گم شده اند و امروز تهران شهری بی هویت و بدون ریشه جلوه می کند. اولین اثر انتشار این کتاب می تواند این باشد که حیثیتی تاریخی ـ مذهبی به تهران ببخشد و آن را در مقام واقعی خود یعنی شهری با تاریخی طولانی باز شناساند. بدیهی است که این کتاب تمامی بناهای مذهبی تهران را در بر نمی گیرد اما جمع آمدن بناهای مهم مذهبی این شهر در کنار یکدیگر نشان خواهد داد که تهران دارای مجموعه ای متنوع و با ارزش از بناهای تاریخی از مسجد و مدرسه گرفته تا مقبره و امام زاده و تکیه است که در لابلای ساختمان های ریز و درشت تهران امروز به چشم نمی آیند. 

قدیمی ترین بناهای تهران مقابر و امام زاده ها هستند. اغلب این بناها هرچند خود تاکنون تغییر و تحولات فراوانی را پذیرفته و هیئت اولیۀ خود را از دست داده اند اما دارای کتیبه های تاریخی بسیار قدیمی می باشند که در واقع نشانه های معتبر قدمت این شهر به حساب می آیند.

مساجد و مدارس بیشتر در دوران پایتختی تهران ساخته شده اند و به همین خاطر چهره ای متعلق به دوران متأخر معماری ما را دارند. ظهور ورواج ترکیب مسجد ـ مدرسه به شکل های گوناگون در میان این بناها به همین سبب است. این ترکیب را می توان در بناهایی مانند سپهسالار جدید (شهید مطهری)، سپهسالار قدیم، معیرالممالک، حاج رجبعلی، مشیرالسلطنه(اقصی)، حاج ابوالحسن معمارباشی و ... به وضوح شاهد بود. در طرح سایر مساجد یا مدارسی که صورت کامل مسجد ـ مدرسه را پیدا نکرده اند نیز می توان تعلق خاطر به این ترکیب جدید را مشاهده کرد به این معنا که مدارس اغلب دارای شبستانی بزرگ یا گنبدخانه هستند و مساجد صاحب چند حجرۀ مدرسه ای شده اند. از تأثیرات دیگر معماری دوران متأخر در این بناها تغییر و تحوّل در طراحی عناصر فضایی آنها بخصوص گنبدخانه ها نسبت به بناهای دوران پیشین است.

 

مسجد امام و مدرسۀ شهید مطهری دو بنای شاخص در میان سایر بناهای معرفی شده در این کتاب هستند. این دو بنای عظیم هر کدام به نوبۀ خود از مهم ترین بناهای تاریخی ایران محسوب می شوند. مسجد امام به خاطر اتکاء و وفاداری به سنت های دیرین طراحی مساجد در دوران متأخر و مدرسۀ شهید مطهری به خاطر جستجوی معمارانه در جهت تغییر و تحوّل در الگوهای طراحی و تزیین ابنیه در عین احترام به سنن قدیمی، در تاریخ معماری ما جایگاه خاصی دارند.

در انتها باید افزود که این کتاب همچنین نشان می دهد که علی رغم وجود ارزش های هنری، معماری و تاریخی در بناهای مذهبی تهران این ابنیه تا چه اندازه صدمه دیده و تغییرات ناهنجار یافته اند به طوری که در شرایط فعلی به نظر می رسد اواخر دوران زندگی خود را می گذرانند. امیدواریم که این مجلد گنجنامه با معرفی مهم ترین بناهای تاریخی ـ مذهبی تهران علاوه بر تأکید بر اهمیت وجودی این آثار به عنوان اسناد اصالت تاریخی شهر، بتواند اسباب حفظ و احیای این بناهای ارزنده را فراهم آورده و از تخریب و تغییر شکل بیشتر آنها جلوگیری نماید.
كامبيز حاجي قاسمي،تابستان 1375

یادداشتی بر ویراست دوم
در مقدمۀ ویراست اول کتاب حاضر که در سال 1375ش نگاشته شده، از اهمیت فراوان بناهای مذهبی تهران به عنوان سند هویت و شناسنامۀ این شهر تاریخی ـ مذهبی سخن رفته است. در همانجا به شرایط نامطلوب و رو به نابودی این بناها نیز اشاره شده است.

با تأسف، تصاویر جدیدی که برای تجدید چاپ این مجلّد گنجنامه در سالهای 1390 و 1391ش از این بناها تهیه شده، آشکارا نشان میدهد که امروز، جدا از یکی دو بنایی که در این فاصله به درستی مرمت شده اند، مابقی نسبت به سالهای ابتدای دهۀ هفتاد شمسی وضعی به مراتب نامساعدتر و ناگوارتر یافته اند. وضع نابسامانی که از یک سو نشان از فراموشی اهمیت این بناها در حفظ و تثبیت آخرین نشانه های هویت تاریخی ـ فرهنگی شهر تهران دارد، و از سوی دیگر، گویای بی توجهی به ویژگیهای آرامش بخش و دلنشین فضاسازی و معماری آن هاست. شگفت آنکه، این ویژگی های زندگی بخش درست همان هاست که امروز از نبودنشان در ساخت و سازهای شهری ناخرسند و نالانیم.

به رغم آنچه آمد، این آثار همچنان زنده و پایدارند و با اندکی توجه مسئولانۀ مسئولان و همکاری و دقت نظر دستاندرکاران میتوان از این نابسامانی که آنها را در انظار بی ارزش می کند و رو به ویرانی می برد، رهایی بخشید؛ گرد و غبار سالیان و افزوده های نامتناسب امروز را از سیمای گرفتۀ آنها زدود و چهرۀ مهربان و دلنوازشان را از نو زنده کرد. اگر چنین شود، بی تردید این آثار هم کارآیی بیشتری خواهند یافت و هم مردم در فضاهایی دلپذیرتر زندگی و عبادت خواهند کرد و هم شهر تهران حیثیت و اعتبار تاریخی و فرهنگی و مذهبی اش را بازخواهد یافت. 
كامبيز حاجي قاسمي، مرداد 1392


عکاسی جلد سوم گنجنامه، در سال 1389 و به صورت عکاسی دیجیتال انجام شد. تعداد زیادی عکس جدید از بناهای مذهبی تهران طی این مدت توسط تیم عکاسی گنجنامه، شامل حسین فراهانی، مهدی جمشیدی نسب و خشایار نیرومند گرفته شد که تعدادی از آنها برای معرفی بنا در کتاب استفاده شده است. بهنام قلیچ خانی، معین محمدی، نوید مردوخی روحانی، حمیدرضا رضاییان ابهر، کامران نخعی، جلال یشمی و کیوان جورابچی عکاسان تصاویر قدیمی این مجموعه هستند که در سال های 1373 تا 1375 به صورت آنالوگ از این بناها عکاسی کرده اند.


چند صفحه از دفتر سوم - بناهای مذهبی تهران